جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
724
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
فصل هفدهم قشون تاريخ نظامى ايران - از روزگارى كه سربازان ايرانى نخستينبار در سر - زمين اروپا قدم نهادند ، همان دوره و زمانهاى كه بنابر گفتهء هرودوت كه شرح مبسوطى دربارهء سازمان و تجهيزات لشكريان ايران باقى گذاشته ، و نوشته است كه ايرانيان در نبرد پلاتا « 1 » - از جهات دلاورى و روح نظامى ذرهاى از يونانىها كمتر نبودند - تا اين زمان كه منقد بىباكى بايد تا حتى در صدد چنين مقايسهاى برآيد ، سربازان ايرانى در موارد رزمى بسيار كه قرين تدبير و پيروزى بوده است ، توجه سياحان و تاريخنويسان را جلب كردهاند . رؤياى 000 ، 10 تن سرباز جاويدان كه در صفهاى انبوه - درحالىكه قبههاى زرين بر نوك نيزههاى آنها مىدرخشيد - به حركت درآمدند ، از همان اوان تاريخ در قوهء تخيل ما اثرى پايدار گذاشته و در دهليزهاى زمانه كمتر تصادماتى ، از ضربات اوليهء جنگى ايران و يونان در ميدانهاى ماراتن ، ترموپيل ، كوناكسا ، ايسوس و آربل « 2 » طنين بيشترى داشته است . در اينجا بايد از اين خاطرات درخشان چشم پوشيد ، و مجال آن هم نيست كه اين داستانهاى باستانى را از
--> ( 1 ) - Plataea از شهرهاى قلمرو بئوسيا در جمهورى يونان قديم . ( 2 ) - Arbela , Issus , Cunaxa , Thermopylae , marathon